پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢
ژانرهاي دو دههي اخير
اصطلاح «ژانر» مترادفِ نوع و گونهي سينمايي است. در سينما گونهها، قوالب كلياي هستند كه مشخصات ويژه و تخطيناپذيري دارند، مانند ژانر وسترن، ژانر تاريخي، ژانر ملودرام، ژانر پليسي، ژانر كمدي و... .
گونههاي سينمايي تجاري ايران قبل از انقلاب نيز شامل گونهي كلاه مخملي (فيلمهاي لمپني و لوطيمنش)، گونهي روستايي، گونهي خانوادگي، گونهي عشقي و... ميشد.
محدوديت گونههاي قبل از انقلاب با استقرار نظام جمهوري اسلامي در هم شكست. گرچه پارهاي از نوعها نظير ژانر كلاه مخملي نفي شد و فقط در آثار تمسخرآميز نظير «آدم برفي» (ميرباقري) و عشق طاهر (محمدعلي نجفي) از آن ياد شد، ولي در عوض گونههاي جديتري در اين سالها به وجود آمد كه همه به گستردگي آن و موضوعهاي «درون ژانري» پس از انقلاب معترف هستند. در اين جا ما به معرفي پارهاي از اين ژانرها ميپردازيم:
١ـ ژانر عرفاني
يكي از گونههاي رشد يافته در سينماي پس از انقلاب «ژانر عرفاني» است. فيلمهاي «رنگ خدا»، «باران» و «بوي پيراهن يوسف» از نمونههاي مشهور اين سينما ميباشد كه با دهها فيلم از جمله «تولد يك پروانه» تكميل ميشوند.
بديهي است كه با پيروزي يك انقلاب ديني، «عرفان» به موضوعي مطرح در آثار هنري تبديل شود.
«سيد محمد بهشتي» با فيلمنامهي «آن سوي مه» به كارگرداني «عسگري نسب»، بنيانگذار اين ژانر است. البته اين در صورتي است كه از طرح مسألهي معجزه در «دو چشم بيسو» و جهاد با نفس و شيطان در «استعاذه» يا «توبهي نصوح» چشم بپوشيم و آنها را آثاري ديني محسوب كنيم.
در اين سالها عرفان با لحني پرسشگر نيز در سينماي ايران ظهور داشته كه نمونهي بارز آن «پري» اثر «داريوش مهرجويي» است. در فيلم «خانهي دوست كجاست» ساختهي «عباس كيارستمي» نيز يك عرفان زميني جاي مهمي را به خود اختصاص داده است.
اما در فيلمهاي «مهاجر» و «ديدهبان» ـ هر دو ساختهي ابراهيم حاتميكيا ـ يك روحيهي عرفاني براي رفتن به مبارزه بر ضد تجاوز بروز يافت. در «نار و ني» با شاعرانگي و نوستالژي گذشته درآميخت و در «زير نور ماه» بياني ضمني بر متن چالش شريعت در متن دنياي مدرن پيدا كرد، و در «تولد يك پروانه» تصويري جذاب و آشكار يافت.
٢ـ ژانر اجتماعي
بعد از انقلاب اسلامي نوع (ژانر) سينماي اجتماعي، داراي رشدي چند مرحلهاي بود. انواع آثار سياسي در مرحلهي نخست و نقد شرايط اجتماعي در مرحلهي بعد، بياني واضح از رشد اين گونه از سينما هستند. مهرجويي در بازگشت از سفر فرانسه فيلم «اجاره نشينها» را ساخت؛ در غياب مالكِ يك ساختمان، اجارهنشينها با يكديگر درگير ميشوند و به حيات خودِ ساختمان بيتوجهي ميكنند كه در نتيجه ساختمان فرو ميريزد! البته در اينجا با مداخلهي نمايندهي شهرداري گشايشي پديدار ميگردد. اين فيلم تمثيلي از شرايط جامعهي ما در آن سالها است.
مبارزهي سياسي افراطي و درگيريهاي مختلف ميهن اسلامي را در خطر قرار ميدهد. فيلم پيام صلح و تعقل دارد.
نقد اجتماعي در آثار «مخملباف»، «كيارستمي»، «مهرجويي»، «بيضايي»، «جليلي» و «پناهي» نيز ديده ميشود.
«صبح روز بعد» اثر «كيومرث پور احمد» و «هنرپيشه» ساختهي محسن مخملباف از جملهي اين آثار هستند. علاوه بر اين فيلمهاي «ليلا» اثر داريوش مهرجويي و «اوليها» و «مشق شب» ساختهي عباس كيارستمي به نقد نظام تفكر سنّتي و نيز نظام آموزشي حاكم بر كشور ميپردازند.
«زرد قناري»، «نرگس» و «زير پوست شهر» آثار «رخشان بنياعتماد» نيز با ديدگاهي انتقادي به روابط موجود حاكم بر جامعه ميپردازند.
«پارتي» اثر «سامان مقدم» تصويري منتقدانه از برخورد يك جناح سياسي برابر بسط آزادي ارايه ميدهد. «دختري با كفشهاي كتاني» نيز برخورد نسل پيشين با فرزندان خود و جوانها را نقد ميكند.
لحن انتقادي فيلمها به ويژه پس از دوم خرداد شدت بيشتري گرفت و آثار مشهوري در اين قلمرو به وجود آمد. فيلمهايي مانند «قرمز» و «نيمهي پنهان».
منظور ما در اين جا نقد اين آثار نيست، بلكه از رشد گونهاي از سينما بدون داوري دربارهي خود فيلمها سخن ميگوييم. البته بسياري از منتقدين معتقدند كه طي ده سالهي اخير گاه نقد اجتماعي در سينما ناعادلانه و سياه بوده است.
٣ـ سينماي كودك
پس از انقلاب اسلامي ژانر سينماي كودك از رشد فراواني برخوردار بود. پيش از انقلاب اسلامي اين گونه و ژانر در سينماي حرفهاي ايران جايگاهي نداشت، اما پس از انقلاب چه به صورت آثار شاد كودكانه و چه آثار جدي فيلمهاي فراواني ساخته شد.
در زمينهي سينماي جدي كودك ميتوان از «اوليها»، «دان»، «رقص خاك»، «مشق شب»، «خانهي دوست كجاست»، «ماهي»، «يك داستان واقعي»، «قصههاي مجيد»، «شرم» و «صبح روز بعد» نام برد و در قلمرو هزل و شادماني نيز ميتوان از «گلنار»، «مدرسهي موشها»، «شنگول و منگول»، «دزد عروسكها»، «گربهي آوازخوان»، «علي و غول جنگل»، «يك مرد و يك خرس»، «پاتال»، «آرزوهاي كوچك» و همهي آثار كودكانهي «گامبوزيا پرتوي» و «ابوالحسن داودي» (نظير سفر جادويي) اشاره نمود.
اقبالِ كودكان به اين فيلمها نشانهي اهميت و رشد اين سينما پس از انقلاب اسلامي است.
٤ـ سينماي مستند
بدون شك سينماي مستند در سالهاي پس از انقلاب تولدي دوباره يافت. البته در ايران از پيش از انقلاب فعاليت مستندسازي جايگاه گستردهاي داشت.
استوديو «گلستان» با مشاركت «شركت نفت» آثار مهمي را در زمينهي فيلمهاي مستند ارايه داد كه از آن جمله «فروغ فرخزاد» با فيلم «خانه سياه است» فراموش نشدني است.
«طياب، كيمياوي، هژير، داريوش، خسرو سينايي، كامران شيردل، فريدون رهنما، فرخ غفاري، احمد شاملو و تقوايي» از جمله مستندسازان مشهور قبل از انقلاب محسوب ميشوند. اما نكتهي مهم دربارهي سينماي مستند پيش از انقلاب جنبهي گزارشگري يا بازسازي واقعيت آن است. رابطهاي بلاواسطه با واقعيت و ديدگاهي مكاشفهآميز بسيار نادر ميباشد.
در آن زمان ساختن مستندهاي داستاني نيز رايج بود كه برجستهترين آنها «نان»، «كوچه»، «زنگ تفريح»، «مسافر»، «دو راه حل براي يك مسأله»، «تفنگهاي چوبي»، «رهايي»، «سفر» و... ميباشند. تلويزيون، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، وزارت فرهنگ و هنر، و سينماي جوان در حوزهي مستندسازي فعال بودند.
امّا پس از انقلاب سينماي مستند متولي ويژهاي نيافت و مدتها سرگردان بود. جنگ و دفاع مقدس موجب شد كه يكي از زيباترين مستندهاي تمام تاريخ سينماي ايران در مجموعهي «روايت فتح» به وسيله «شهيد آويني» ساخته شود.
پس از پايان جنگ نيز مستندسازاني چون مختاري، جعفري، بنياعتماد، كلانتري، شيخالاسلامي، عبدالوهاب، رضايي، اسكويي، كارخيران و... سر برآوردند كه به واقعيتهاي موجود با نگاهي كاوشگر رو كردند.
امروز نيز «مركز گسترش سينماي مستند» و «سينماي جوان» سرگرمِ ساختن آثاري برتر هستند.
اعتياد، زندگيِ مردم زحمتكش، زنان و وضعيت كودكان خياباني از جمله موضوعاتي است كه اين فيلمسازان شجاعانه به آن پرداختهاند و نتايج مثبتي به بار آوردهاند تا در آن وضعيتِ دردناك، حاشيهنشينان يا انواع فسادهاي آشكار و پنهان اجتماعي بازتاب گيرد و به آگاهي اجتماعي افزوده شود.
مستندسازي يكي از اميدهاي آيندهي سينماي جوانِ جمهوري اسلامي است كه نشانهي آزادي در جمهوري اسلامي، و در خدمت رشد اصلاح امور و آگاهي ملّي است.
٥ ـ ژانر رويكردگرا
يكي از گونههاي بسيار موفقِ سينماي دو دههي اخير سينماي رويكردگرا بوده است. استفاده از نابازيگران، توجه به زندگي جاري، استفاده از لوكيشن طبيعي، دست شستن از داستانپردازي تخيلي، برگزيدن روابط موجود اجتماعي و روايت غير خطي ويژگي اين سبك است كه پس از انقلاب اسلامي هم چون سبكي ايراني در ايران پديدار شد.
البته گفتني است كه ريشهي اين سبك، سينماي مستند و مستندگونِ قبل از انقلاب و وجود آثار كيارستمي از سال ٤٩ تا امروز است. بايد به ياد داشت كه حتي پيش از انقلاب نيز «سهراب شهيد ثالث»، «كامران شيردل» و «كيمياوي» در آثاري چون «اون شب كه بارون اومد»، «يك اتفاق ساده»، «طبيعت بيجان»، «قتل پليكان» و عباس كيارستمي در تمام آثار خود از نابازيگران سود جسته و استفادهي فراواني از روايت مدرن و محيط طبيعي كرده بودند. اما عناصر پراكندهي آن تنها پس از انقلاب اسلامي به صورت يك مكتب منسجم درآمد و در دنيا نامور شد.
گونهي سينماي جنگ
تا قبل از انقلاب اسلامي ژانرهاي سينمايي ايران بسيار محدود بودند. ژانر جنگ، نمونههاي بسيار نايابي داشت كه فيلمهايي بيشتر با داستانهاي عاشقانه را در بر ميگرفت؛ مانند «خداحافظ تهران» كه داستان افسري بود كه از جنگ ظفار برگشته بود و... .
امّا پس از انقلاب اسلامي ژانر سينماي جنگي به يكي از وسيعترين زمينههاي فيلمسازي در ايران تبديل شد و پيشرفت قابل توجهي كرد.
از نظر «روايت» و «جلوههاي ويژه» به موقعيتي خاص و شرايط خوبي دست يافت و توان فيلمسازي در ايران در حوزه سينماي جنگي گسترش گرفت.
امّا سينماي جنگ و دفاع مقدس (در واقع سينماي جنگ و صلح) مسايل متعددي را با خود مطرح كرده است كه خوب است در اينجا نگاهي به آن داشته باشيم.
١. اولين فيلمي كه دربارهي جنگ عراق عليه ايران ساخته شد، فيلمي است با نام «مرز» ساختهي «جمشيد حيدري» با بازي «سعيد راد»، «داود رشيدي» و «آهو خردمند»، و فيلمبرداري «علي صادقي»، اين فيلم محصول سال ١٣٦٢ است.
فيلم داستانِ مردي است مؤمن به نام «سيد» كه در ميان اهالي محل از محبوبيت خاصي برخوردار است و اخلاق ستودهاي دارد. او متوجه همدستي ضد انقلابيون با دشمن ميشود. سيّد و مرد ساواكي در پايان فيلم كشته ميشوند. گرچه اين گونه آثار با تحولاتي كه بعدها در سينماي جنگ رخ داد و آثاري چون «هور در آتش» يا «سجادهي آتش» را پديد آورد، بسيار فاصله دارد و هرگز آثار ارزشمندي چون «ليلي با من است» با اين آثار قابل قياس نيست.
«فرار» اثر جمشيد حيدري، «پرچمدار» اثر شهريار بحراني، «عقابها» اثر ساموئل خاچيكيان كه در واقع استاد ساختن فيلم از روي الگوي هاليوودي است، از آثار داستانپردازي هستند كه هيچ دركي از واقعيات جنگ ايران ندارند و به پيروي از آثار حادثهاي امريكايي و با استفاده از فضاي خيالي جنگي ساختگي، ميكوشند هيجان ايجاد كنند.
امّا بسياري از آثار ژانر جنگي محصول فيلمسازاني است كه تماس نزديكي با جبههها داشتهاند، اين فيلمسازان نيز دو دستهاند:
الف: كساني كه از فضاي جبههها سود ميجويند تا طبق فهم خود از فيلم جنگي، آثاري شبيه سينماي غرب بيافرينند. فيلمهاي «كيلومتر پنج» (سيفي)، «سجادهي آتش» (مرادپور) و «آخرين شناسايي» (شاه حاتمي) از اين گروه هستند.
«بر بال فرشتگان» (شمقدري)، «هويت» (حاتميكيا)، «نينوا» (رسول ملاقليپور)، «ديار عاشقان» (حسن كاربخش)، «پوتين» (عبدالله باكيده)، «حماسهي مجنون» (شورجه)، «مردي شبيه باران» (سعيد سهيلي)، «برادههاي خورشيد» (حقيقي)، «دكل» (عبدالحسن برزيده)، «آواي غيب» (سعيد حاجيميري)، «پيشتازان فتح» (ناصر مهديپور) و آثار فراوان ديگر نظير «حمله به اچ ـ ٣» نيز از اين جملهاند كه در طي دو دهه نمونههاي بسياري از آن ساخته شدهاند.
ب: دستهي ديگر فيلمهايي هستند كه فيلمسازان آنها نه تنها حضور جسمي در جبههها داشتهاند، بلكه با جان و روح خود در آن جا زيستهاند و كوشيدهاند با ديدگاهي واقعي از روابط شخصيتها و رويدادها سخن بگويند. در رأس اين فيلمسازان شهيد سيدمرتضي آويني با مجموعهي مستند «روايت فتح» قرار دارد. سپس حاتميكيا با آثاري چون «مهاجر»، «ديدهبان»، «از كرخه تا راين» و آثاري كه در حاشيهي جبهه و جنگ پديدار شدند، چون «بوي پيراهن يوسف» و «برج مينو»، و يا فضاي جنگ بوسني را ثبت كردهاند، نظير «خاكستر سبز» و يا به پيامدهاي بعدي توجه نشان دادهاند، نظير «آژانس شيشهاي»، «روبان قرمز» و «موج مرده». همچنين «سفر به چزابه» ساختهي «ملاقليپور» و «هيوا» فيلم ديگر او در اين بخش جاي ميگيرند.
پس از جنگ، سينماي جنگ دچار رخوت شد. پارهاي از سوژهها در ادامهي مسايل جنگ آفريده شدهاند و كارگرداناني نظير «سهيلي» نيز كوشيدهاند پرچم ژانر جنگ را زنده نگاه دارند. اما با تغيير فضا و مسايل جامعه، طبيعتا اين گونه به عقب رانده شده است، در حالي كه هنوز هم فضاهاي فراواني در رابطه با اين دفاع مقدس وجود دارد كه دست نخورده باقي مانده و ميتوان مبتكرانه و با نگرشهاي متفاوت به آن پرداخت.
آثاري چون «عروسي خوبان»، «حريم مهرورزي»، «باشو غريبهي كوچك»، «دندان مار»، «عروس»، «گروهبان» و «آبادانيها» نشان ميدهد كه ميتوان با ديدگاههاي گوناگون به جنگ نزديك شد. پس اين تفكر كه با پايان جنگ، سينماي جنگ نيز پايان مييابد، ديدگاه غلطي است، چنان كه هنوز هم در هاليوود آثار مهمي دربارهي جنگهاي گوناگون گذشتهي اروپا و امريكا ساخته ميشود.